تبليغات در وبلاگ ما
اس ام اس پ نه پ (پس نه پس)
ریز علی خواجوی در حال آتیش زدن لباسش بود که شخصی آمد و گفت واسه علامت دادن به قطار آتیشش میزنی؟
ریزعلی یک مکث کرد و گفت: بله برای نجات جون مسافرا این کارو میکنم تو هم بجای این لوده بازیا برو به فکر یک کار مناسب باش...
(چند سال بعد آن مرد (پطروس) انگشت خود را در سد کرد و هموطنانش را نجات داد)
(ستاد مبارزه با پ نه پ واحد نبردهای تاریخی و مشاهیر)
+++
میگم امروز مشهد زلزله اومد. میگه: جدی؟ یعنی همه جا میلرزید؟
پ نه پ یه تک پا بی سر و صدا اومد یه خبر از ما گرفت و رفت.
+++
تو کوچمون زمین رو برای طرح فاضلاب کندن، فامیلمون اومده خونمون میگه زمین رو واسه فاضلاب کندن؟
پ نه پ دارن میکنن تا برسن به چاه نفت
+++
آزمایش خون دادم جوابش اومده، مامانم داره نیگا میکنه میگه ldl cholestrol چیه اینم تو خون بود مگه؟
پ نه پ این آپشن جدید خداس آزمایشی تو خون من اعمال کرده! اگه جواب بده قراره تو update بعدی به خون اضافه شه ایشالا!
+++
مدیر پشتیبانی: پوشه دارین؟
مدیر مالی: میخوای توش کاغذ بذاری؟
من: پ نه پ میخواد عصر بره تولد میخواد با پوشه ها کلاه بوقی درست کنه بذاره روی سرش
برچسب ها:

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
صفحات سايت