تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار بتادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل

مطالب بسیار زیبا
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
1391 خرداد
1391 فروردين
1390 بهمن
1390 دی
1390 آذر
1390 آبان
1390 مهر
نظرسنجي
به وب چه امتیازی میدهید؟




امکانات ديگر
سیستم همکاری در فروش ملی مارکت سیستم همکاری در فروش ملی مارکت
تبليغات در وبلاگ ما
سايت انتقال یافت
با سلام خدمت همه دوستان سايت از این آدرس انتقال یافت به آدرس زیر http://mihan-tafrihe.ir از حالا به بعد به آدرس بالا مراجعه كنید با تشكر از شما
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 56
rss نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 و در ساعت : 13:12 - نويسنده : مرتضی
کاریکاتور / حذف۱۰میلیون پولدار از دریافت یارانه

میهن تفریح


| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 274
rss نوشته شده در تاريخ جمعه 18 فروردین 1391 و در ساعت : 16:23 - نويسنده : مرتضی
شخصیت شناسی با کتاب مورد علاقه شما

نوشته: کاترین مورو

شخصیت شناسی با کتاب مورد علاقه شما

برای همه ما بارها پیش آمده که خواسته ایم کار مهمی انجام دهیم و کار جدیدی آغاز کنیم، سطح معلوماتمان را بالا ببریم، اما هر بار آن را به تأخیر انداخته و یا موکول به خواندن یک کتاب تخصصی در این زمینه که این روزها نیز بسیار باب شده است، می کنیم!
ولی آیا واقعاً خواندن کتاب می تواند تمامی انرژی مثبتی را که می خواهیم به ما بدهد؟ آیا اصولاً وقتی وارد یک کتابفروشی می شویم، می توانیم انتخاب درستی را انجام دهیم و یا ناخودآگاه به سمت کتابی که در ذهن خود داریم و با شخصیت ما می خواند، می رویم؟!
بسیاری از روان شناسان بر این عقیده اند که اگر چه شما نمی توانید همیشه محتوای یک کتاب داستان را از روی جلد آن و یا توضیحات پشت جلدش، تشخیص دهید، اما در عین حال می توانید از روی نوع کتابی که انتخاب می کنید، یعنی رمان، مهیج، جنایی، تخیلی و... به شخصیت خود پی ببرید.

برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 38
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
اس ام اس پ نه پ (پس نه پس)
ریز علی خواجوی در حال آتیش زدن لباسش بود که شخصی آمد و گفت واسه علامت دادن به قطار آتیشش میزنی؟
ریزعلی یک مکث کرد و گفت: بله برای نجات جون مسافرا این کارو میکنم تو هم بجای این لوده بازیا برو به فکر یک کار مناسب باش...
(چند سال بعد آن مرد (پطروس) انگشت خود را در سد کرد و هموطنانش را نجات داد)
(ستاد مبارزه با پ نه پ واحد نبردهای تاریخی و مشاهیر)
+++
میگم امروز مشهد زلزله اومد. میگه: جدی؟ یعنی همه جا میلرزید؟
پ نه پ یه تک پا بی سر و صدا اومد یه خبر از ما گرفت و رفت.
+++
تو کوچمون زمین رو برای طرح فاضلاب کندن، فامیلمون اومده خونمون میگه زمین رو واسه فاضلاب کندن؟
پ نه پ دارن میکنن تا برسن به چاه نفت
+++
آزمایش خون دادم جوابش اومده، مامانم داره نیگا میکنه میگه ldl cholestrol چیه اینم تو خون بود مگه؟
پ نه پ این آپشن جدید خداس آزمایشی تو خون من اعمال کرده! اگه جواب بده قراره تو update بعدی به خون اضافه شه ایشالا!
+++
مدیر پشتیبانی: پوشه دارین؟
مدیر مالی: میخوای توش کاغذ بذاری؟
من: پ نه پ میخواد عصر بره تولد میخواد با پوشه ها کلاه بوقی درست کنه بذاره روی سرش
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 44
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
داستان دختر کوچولو خیلی دوستت دارم
روزی روزگاری، مرد بزرگی با زن رؤیاهایش ازدواج کرد. ثمره عشق آنها دختر کوچولوی شاد و سرحالی بود و مرد بزرگ او را خیلی دوست داشت وقتی دختر کوچولو بود، مرد بزرگ بغلش می کرد، برایش آواز می خواند و به او می گفت: «دختر کوچولو، خیلی دوستت دارم.»
دختر کوچولو که دیگر کوچولو نبود،از خانه مرد بزرگ رفت تا دنیا را ببیند و تجربه بیندوزد. هر چه درباره خود بیشتر می آموخت، مرد بزرگ را بهتر می شناخت. دختر کوچولو حالا خیلی خوب می دانست که مرد بزرگ به راستی قوی و بزرگ است، چون اکنون دیگر توانایی های او را می شناخت یکی از بزرگ ترین تواناهایی های مرد این بود که می توانست عشقش را نسبت به خانواده اش ابراز کند و دختر کوچولویش هر کجا باشد، او در هر شرایطی دختر کوچولویش را صدا می زد و می گفت: «دختر کوچولو، خیلی دوستت دارم.»
روزی به دختر که دیگر کوچولو نبود، کسی تلفن زد و گفت که مرد بزرگ بیمار شده، سکته کرده است و دیگر نمی تواند حرف بزند و شاید حتی متوجه حرفهای دیگران هم نشود. مرد بزرگ دیگر نمی توانست بخندد، راه برود و به دختر کوچولو که دیگر کوچولو نبود، بگوید که چقدر دوستش دارد.
دختر به ملاقات مرد بزرگ رفت. وارد اتاق که شد، دید مرد بزرگ چقدر کوچک و ناتوان شده است. مرد بزرگ به او نگاه کرد و کوشید حرف بزند، اما نتوانست دختر کوچولو با چشمانی لبریز از اشک، کنار تخت مرد بزرگ نشست و دستهایش را دور شانه های ناتوان پدرش حلقه کرد. سرش را بر سینه پدر گذاشت و خاطرات به ذهنش هجوم آورد.
به یاد آورد که چه روزهای شادی در کنار هم سپری کرده اند و چطور همیشه احساس می کرد که مرد بزرگ از او حمایت می کند و مایه شادی و امنیت خاطر اوست.
فکر از دست دادن مرد بزرگ و تحمل این درد جانکاه، سیل اندوه را به جسم و روحش دواند. دیگر کسی نبود که با کلام محبت آمیزش خاطر او را تسلی بخشد. ناگاه دختر کوچولو از میان قفسه سینه مرد بزرگ، صدای قلب او را شنید که همیشه موسیقی و کلام عشق از آن بیرون می تراوید.
قلب مرد بزرگ، بی توجه به ویرانی جسمش، همچنان می تپید. دختر کوچولو سرش را روی قلب مرد بزرگ گذاشت.
به معجزه عشق گوش جان سپرد. این همان صدایی بود که همواره می شنید. قلب مرد بزرگ آنچه را می گفت که دیگر زبانش قادر نبود بگوید:
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دختر کوچولو
دختر کوچولو
دختر کوچولو...
و دختر کوچولو تسلی یافت

(پتی هنسن)
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 94
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
داستان مداوای عجیب
زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر میره...
دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم مست میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه...
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه: هر وقت شوهرت مست اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد، اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت.
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم مست اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت.
دکتر گفت: می بینی اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا حل میشن!
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 61
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
تا چه حد موفق هستید؟

نوشته: تارا مک وین

تا چه حد موفق هستید؟

بسیاری از مردم معتقدند که زندگی بدون برنامه ریزی نمی تواند چندان آینده درخشانی داشته باشد. این نکته شاید در بیشتر موارد درست باشد، اما در این برنامه ریزی، قابلیت های انسانی، توانایی، مهارتها، پشتکار و استقامت فردی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 36
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
اس ام اس عاشقانه
در غم عشق نبودی و محبت کردی/این هم از لطف شما بود و نمیدانستیم
من نکردم گله از عهد و وفاداری تو/عهد ما عهد جفا بود و نمیدانستیم
رنج بی عشقی و تنهایی و بی مهری یار/همه تقدیر خدا بود و نمیدانستیم...
+++
در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور/حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور
گردش چرخ نگردد به مراد دل کس/غم بی مهری این مردم بی عار مخور...
+++
بگذار بگویند خسیسم. من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت...
+++
پشت آن پنجره رو به افق، پشت دروازه تردید و خیال، لا به لای تن عریانی بید، من در اندیشه آنم که تو را، وقت دلتنگی خود دارم و بس...
+++
راستش را بگو، نکند تو همان "این نیز" هستی که همیشه میگذری...؟
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 41
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
داستان شیوانا و زوج جوان
زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند و برای تبرک و گرفتن نصیحتی از شیوانا نزد او رفتند. شیوانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند و از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را دوست داری!؟
مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ او را می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود!
شیوانا از زن پرسید: تو چطور! به همسرت تا چه اندازه علاقه داری!؟
زن شرمناک تبسمی کرد و گفت: من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد.
شیوانا تبسمی کرد و گفت: بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می دهند که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلاً هیچ نشانه ای از علاقه الآنتان در دل خود پیدا نخواهید کرد. در آن لحظات حتی حاضر نخواهید بود که یک لحظه چهره همدیگر را ببینید. اما در آن لحظات عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شوند و دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان پرتو افکنی کند. در این ایام اصلاً به فکر جدایی نیافتید و بدانید که "تا سرحد مرگ متنفر بودن" تاوانی است که برای "تا سرحد مرگ دوست داشتن" می پردازید. عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید، این هر دو احساس را در زندگی تجربه خواهید کرد. سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه ای از هم جدا نشوید...
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 37
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
داستان مدیر و منشی
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن...
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری، کارهات رو روبراه کن...
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش، میگه: زنم یه هفته میره مأموریت کارهات رو روبراه کن...
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام...
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد، بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم...
پدر بزرگ که اتفاقاً همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده...
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: مأموریت کنسل شد من دارم میام خونه...
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متأسفانه نمیتونم ببینمت...
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق...
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت، معلمم برنامه اش عوض شد و میاد...
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت!
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 106
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و در ساعت : 09:16 - نويسنده : مرتضی
صفحات سايت
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
عناوين مطالب
پروفايل مدير
ادرس RSS
تماس با ما
محبوترین نوشته ها
» آهنگ بسیار زیبا بالا برو از محسن نیك بخت - 1030
» به درخواست دوست عزیزمون اهنگ سعید تاتایی باز مثل هر شب ممنون از پیاموتون - 1020
» دانلود آهنگ سوپرمن از حدیثه - 699
» دانلود کل فول آرشیو های خواننده های ایرانی - 259
» رپ زابلی از ممد پورا و وحید سورنا بنام بستك - 247
» آهنگ بسیار شاد و زیبای خوشگلی دردسر داره از علی هایپر - 66
» دانلود نرم افزار nimbuzz برای آندروید - 56
» بو سرده آهنگ جدید تیک تاک - 56
» وحید سه برادری - 31
آخرين پست ها
» سايت انتقال یافت
» کاریکاتور / حذف۱۰میلیون پولدار از دریافت یارانه
» داستان دختر کوچولو خیلی دوستت دارم
» داستان ویلون نوازی در مترو
» داستان بهترین راه حل
» اس ام اس پ نه پ (پس نه پس)
» اس ام اس فلسفی و عرفانی
» داستان دلیل قانع کننده
» داستان بی خاصیت
پيوند هاي روزانه
» مداد
» مهاجرت به کانادا از طریق کار
» Amir Nazari
» دانلود نرم افزار
» دانلود ترانه های دجی نگار
» ساخت وبلاگ حرفه ای
ارسال لينك
پيوندها
» دانلود ترانه
» وب بروز مرتضی
» افزایش آمارواقعی در آلسکا
» عكس سایت تخصصی عكس
» وبلاگ تفریحی
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5966
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 62
» بازديد ماه : 6027
» بازديد سال : 5965
» کل بازديدها : 45788
» مجموع اعضا : 4
تعداد مطالب : 909
تعداد نظرات : 10
موضوعات وبلاگ
» داستان، ( 0 )
داستان
شعر
» شعر، ( 0 )
اس ام اس
» اس ام اس، ( 0 )
صفحات اضافي
» تبادل لینك
» آمار
» دانلودموبایل