تبليغات در وبلاگ ما
داستان سکان را به من بده
خدا با لبخندی مهر آمیز به من می گوید: آهای دوست داری برای مدتی خدا باشی و دنیا را برانی؟
می گویم: البته. به امتحانش می ارزد.
کجا باید بنشینم؟ چقدر باید بگیرم؟ کی وقت نهار است؟ چه موقع کار را تعطیل کنم؟
خدا می گوید: سکان را بده به من! فکر میکنم هنوز آماده نباشی!!!
(شل سیلور استاین)
برچسب ها:

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 دی 1390 و در ساعت : 08:52 - نويسنده : مرتضی
صفحات سايت