| تبلیغات | X | |
|
|
هم آغوش …
در آغوشم بگیر …
آن چنان خسته ام
که حتی افقهای نگاهم نیز گم می شود
در این هوای دلگیر
مرا محکم بفشار …
برای زندگی تهی از هیجانم مرا محکم در آغوشت بفشار …
به من ببخش نوازش دستت را
با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت
و مرا نوازش بده در این روزها
با یاد دلنشینت …
بگذار من نیز
تو را در اغوش گیرم …
و لب بر لبهای تو گذارم
************************************
پی نوشت:
قـول بده ، حداقل
“او” را ، مثل “من”
دوست نداشته باشی…