| تبلیغات | X | |
|
|
جوک
دختر به دندان پزشك : آقاي دكتر من از دندون كشيدن بيشتر از حامله شدن مي ترسم ! دكتر : زود تصميم بگير مي خوام صندلي رو تنظيم كنم !!!!
يه روز يه قزوينيه به يك كوچه خلوت ميرسه خودشو انگشت ميكنه فرار ميكنه
قزوينيه تو كف بوده، شيره گاز رو باز ميزاره تا آقاي ايمني بياد ترتيبشو بده
اگه با یه قزوینی افتادی تو کوچه بن بست سه راه داری :آب بشی بری تو زمین - دود بشی بری تو هوا - دستتو بزنی به دیوار و توکل کنی به خدا