تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




داستان آهنگر و فولاد
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
1391 خرداد
1391 فروردين
1390 بهمن
1390 دی
1390 آذر
1390 آبان
1390 مهر
نظرسنجي
به وب چه امتیازی میدهید؟




امکانات ديگر
سیستم همکاری در فروش ملی مارکت سیستم همکاری در فروش ملی مارکت
تبليغات در وبلاگ ما
داستان آهنگر و فولاد
آهنگری پس از گذراندن جوانی پر شر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی اش چیزی درست به نظر نمی آمد. حتی مشکلاتش مدام بیش تر می شد.
یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: «واقعاً عجیب است. درست بعد از اینکه تصمیم گرفته ای مرد خدا ترسی بشوی، زندگی ات بدتر شده، نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاش هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده».
آهنگر بلافاصله پاسخ نداد: او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر سر زندگی اش آمده.
اما نمی خواست دوستش را بی پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن و سرانجام پاسخی را که می خواست یافت. این پاسخ آهنگر بود: «در این کارگاه، فولاد خام برایم می آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می دانی چه طور این کار را می کنم؟ اول تکه فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر می دارم و پشت سر هم به آن ضربه می زنم، تا اینکه فولاد، شکلی را بگیرد که می خواهم. بعد آن را در تشت آب سرد فرو می کنم، و تمام این کارگاه را بخار آب می گیرد، فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می کند و رنج می برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست».
آهنگر مدتی سکوت کرد و ادامه داد: «گاهی فولادی که به دستم می رسد، نمی تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سر، تمامش را ترک می اندازد. می دانم که این فولاد، هرگز تیغه شمشیر مناسبی در نخواهد آمد».
باز مکث کرد و بعد ادامه داد: «می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد. ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده، پذیرفته ام، و گاهی به شدت احساس سرما می کنم. انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد. اما تنها چیزی که می خواهم، این است: «خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی را که تو می خواهی، به خود بگیرم. با هر روشی که می پسندی، ادامه بده، هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به کوه فولادهای بی فایده پرتاب نکن».
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 2
rss نوشته شده در تاريخ شنبه 8 بهمن 1390 و در ساعت : 17:15 - نويسنده : مرتضی
صفحات سايت
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
عناوين مطالب
پروفايل مدير
ادرس RSS
تماس با ما
محبوترین نوشته ها
» آهنگ بسیار زیبا بالا برو از محسن نیك بخت - 1030
» به درخواست دوست عزیزمون اهنگ سعید تاتایی باز مثل هر شب ممنون از پیاموتون - 1020
» دانلود آهنگ سوپرمن از حدیثه - 699
» دانلود کل فول آرشیو های خواننده های ایرانی - 259
» رپ زابلی از ممد پورا و وحید سورنا بنام بستك - 247
» آهنگ بسیار شاد و زیبای خوشگلی دردسر داره از علی هایپر - 66
» دانلود نرم افزار nimbuzz برای آندروید - 56
» بو سرده آهنگ جدید تیک تاک - 56
» وحید سه برادری - 31
آخرين پست ها
» سايت انتقال یافت
» کاریکاتور / حذف۱۰میلیون پولدار از دریافت یارانه
» داستان دختر کوچولو خیلی دوستت دارم
» داستان ویلون نوازی در مترو
» داستان بهترین راه حل
» اس ام اس پ نه پ (پس نه پس)
» اس ام اس فلسفی و عرفانی
» داستان دلیل قانع کننده
» داستان بی خاصیت
پيوند هاي روزانه
» مداد
» مهاجرت به کانادا از طریق کار
» Amir Nazari
» دانلود نرم افزار
» دانلود ترانه های دجی نگار
» ساخت وبلاگ حرفه ای
ارسال لينك
پيوندها
» دانلود ترانه
» وب بروز مرتضی
» افزایش آمارواقعی در آلسکا
» عكس سایت تخصصی عكس
» وبلاگ تفریحی
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5966
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 62
» بازديد ماه : 6027
» بازديد سال : 5965
» کل بازديدها : 45788
» مجموع اعضا : 4
تعداد مطالب : 909
تعداد نظرات : 10
موضوعات وبلاگ
» داستان، ( 0 )
داستان
شعر
» شعر، ( 0 )
اس ام اس
» اس ام اس، ( 0 )
صفحات اضافي
» تبادل لینك
» آمار
» دانلودموبایل