تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




داستان در مورد خلقت زن
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
1391 خرداد
1391 فروردين
1390 بهمن
1390 دی
1390 آذر
1390 آبان
1390 مهر
نظرسنجي
به وب چه امتیازی میدهید؟




امکانات ديگر
سیستم همکاری در فروش ملی مارکت سیستم همکاری در فروش ملی مارکت
تبليغات در وبلاگ ما
داستان در مورد خلقت زن
هدف از خلقت زن چی بوده فقط خدا میدونه. اگه زنها نباشن مردها آسایش دارند یا کل دنیا بهم میریزه؟ اما آن چیزی که مسلم هست اینکه مردها نه میتونن خیلی بدون زنها زندگی کنند و نه اینکه وقتی با آنها هستند احساس آرامش کامل داشته باشن همیشه مردها یک ایرادی پیدا می کنند. و اما داستان...
هنگامی که خداوند جهان را، و خورشید و ماه و ستارگان را، و تپه ها و کوه ها و جنگل ها و بالاخره مرد را آفرید به خلقت زن پرداخت.
او گردی ماه، پیچ و تاب خزندگان، پیچش پیچک ها، لرزش و ارتعاش علف ها، سستی نی ها، نازکی و لطافت گل ها، سبکی برگ ها، تندی نگاه آهوان، روشنی اشعه خورشید، اشک های ابرهای تیره، ناپایداری باد، جبن خرگوش، غرور طاووس، نرمی کرک، سختی الماس، شیرینی عسل، درندگی ببر، گرمای آتش، سردی برف، پر گوئی زاغ و صدای کبوتر را یکجا ترکیب کرد و زن را آفرید.
روزگار مرد سرشار از خوشبختی شد زیرا اکنون او کسی را داشت تا لذت هایش را با او تقسیم کند. با این همه پس از مدتی روی به درگاه خداوند آورد و گفت: خداوندا! این وجود را که به من عطا کردی، زندگی مرا تیره کرده است. من آمده ام او را پس بدهم. من با او نمی توانم زندگی کنم.
خداوند او را پس گرفت، اما هشت روز بعد مرد به درگاه خداوند آمد و گفت: خداوندا! از وقتی که زن رفته است زندگی من پوچ و من خالی از زندگی ام. من به یاد می آورم که چگونه او با من می رقصید و می خندید و زندگی را پر از لذت می کرد، به خاطر می آورم که چگونه او بر من می آویخت وقتی خورشید غروب می کرد و تاریکی اطراف را فرا می گرفت. چقدر زندگی من راحت و شیرین بود.
خداوند دوباره زن را به او پس داد اما یک ماه بعد دوباره مرد به خداوند روی آورد و گفت: خدای من! من قادر به درک او نیستم، ولی این را می دانم که زن بیشتر از آنکه سبب خوشبختی من باشد اسباب رنج و آزار من است.
خداوند پاسخ داد: به راه خود برو و آنچه نیک است انجام بده.
مرد اعتراض کنان گفت: اما من نمی توانم با او زندگی کنم
خداوند گفت: و نمی توانی بدون او زندگی کنی!
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازدید : 1
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 دی 1390 و در ساعت : 13:55 - نويسنده : مرتضی
صفحات سايت
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
عناوين مطالب
پروفايل مدير
ادرس RSS
تماس با ما
محبوترین نوشته ها
» آهنگ بسیار زیبا بالا برو از محسن نیك بخت - 1030
» به درخواست دوست عزیزمون اهنگ سعید تاتایی باز مثل هر شب ممنون از پیاموتون - 1020
» دانلود آهنگ سوپرمن از حدیثه - 699
» دانلود کل فول آرشیو های خواننده های ایرانی - 259
» رپ زابلی از ممد پورا و وحید سورنا بنام بستك - 247
» آهنگ بسیار شاد و زیبای خوشگلی دردسر داره از علی هایپر - 66
» دانلود نرم افزار nimbuzz برای آندروید - 56
» بو سرده آهنگ جدید تیک تاک - 56
» وحید سه برادری - 31
آخرين پست ها
» سايت انتقال یافت
» کاریکاتور / حذف۱۰میلیون پولدار از دریافت یارانه
» داستان دختر کوچولو خیلی دوستت دارم
» داستان ویلون نوازی در مترو
» داستان بهترین راه حل
» اس ام اس پ نه پ (پس نه پس)
» اس ام اس فلسفی و عرفانی
» داستان دلیل قانع کننده
» داستان بی خاصیت
پيوند هاي روزانه
» مداد
» مهاجرت به کانادا از طریق کار
» Amir Nazari
» دانلود نرم افزار
» دانلود ترانه های دجی نگار
» ساخت وبلاگ حرفه ای
ارسال لينك
پيوندها
» دانلود ترانه
» وب بروز مرتضی
» افزایش آمارواقعی در آلسکا
» عكس سایت تخصصی عكس
» وبلاگ تفریحی
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5966
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 62
» بازديد ماه : 6027
» بازديد سال : 5965
» کل بازديدها : 45788
» مجموع اعضا : 4
تعداد مطالب : 909
تعداد نظرات : 10
موضوعات وبلاگ
» داستان، ( 0 )
داستان
شعر
» شعر، ( 0 )
اس ام اس
» اس ام اس، ( 0 )
صفحات اضافي
» تبادل لینك
» آمار
» دانلودموبایل